تبليغاتX
یادگار روزهای عاشقی

یادگار روزهای عاشقی

بو غریب طالعیمه باخ کی نلر یازدی فلک

بازگشت غریبانه

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است

بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است .

بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر پرحادثه

 عابر بوده است

 

مردن آن نیست که در سینه خاک دفن

شوم ،مردن آن است که از خاطر تو با همه

خاطره ها محوشوم 

------------------------------------------

 سر یه مسائلی من خدافظی کرده

بودم،حالاهم شرایط طوری پیش اومده که

برگشتم،اما دیگه مثل قبل نیستم

حال و حوصله درست حسابی برام نمونده

یعنی اوضاعم فعلا درهمه و به هم ریختم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/09ساعت 20:33  توسط فرزاد  | 

معذرت

چند وقته که خیلی بد اخلاق شدم

از همه کسایی که نارحتشون کردم معذرت میخوام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/08ساعت 20:54  توسط نیلوفر  | 

خدافظ همگی

سلام

این آخرین سلامه

بله

قصه ی فرزادو این وبلاگ  هم تموم شد

خیلی ها محبت کردن

ممنونم از همه

بعضیا هم رنجوندنمون

ولی برای ما هنوزم عزیزن و براشون دعا میکنم خوش باشن

(خودت میدونی کیو میگم)

به هر حال از همتون میخوام فرزادو حلال کنید

(این آپ یکم طولانیه ولی برای آخرین بار خواهشا تا آخر بخون)

این شعرم میذارم برای حسن ختام

خطاب به همونا که قابل ندونستن مارو

تموم خاطراتمون

اشکای چشمای منه

دیگه باید خواب ببینم

دستات تو دستای منه

اما بدون با عکس تواین روزها رو سر میکنم

خیلی بدی کردی به من

محاله من ولت کنم

کدوم گلایم رو بگم

یه عمر از تو دلخورم

تو فکر هیچ چیز رو نکن من غصه هات رو میخورم

بازم خدا دل من رو برای غم نشونه کرد

تو هم برو مثله همه تنهام بزار و بر نگرد

اما هنوز من چشم به درم

نیستی بی تو من در به دردرم

نیستی ببینی که بی تو تنهام

کو دسته گرمت تو اوج سرما؟

فکر نمیکردم روز جدایی

به دیدن من تنها نیایی

ساده عشقم رو بهش فروختم

وقتی دیدمش بد جوری سوختم

دستات تو دستش نگاه میکردی

کاشکی میرفتی

حیا نکردی

*****

خیلی دلم گرفت ازت دیگه سراغم رو نگیر

فقط یه عکس ازت دارم بیا اینم ازم بگیر

یه روز میفهمی قدرم رو اما نمیدونی کجام

بمیرم واسه غربتم محاله اینورا بیام

یه عمره بغضه تو گلوم

یه آه سردی تو صدام

مهمون نوازی این نبود

خاااااک خودم ، دارم میام

من که دیگه دارم میرم

نگید رفت و حرفی نزد

خدانگهدارت باشه

گرچه دلم رنجید ازت

یادت بیاد حرفای من

غمهای تو

اشکای من رو

آخه برات من چی کار نکردم

زجرم میدادی دعات میکردم

چه شبها غصه هات رو خورده

تو تب میکردی برات میمردم

یادت بیاد من همونی هستم

که شب ها تا صبح بیدار میشستم

دستات تو دستش نگاه میکردی

کاشکی میرفتی

حیا نکردی.............................

 

شاید دلخور بشن بعضیا

اما من ازشون انتظار داشتم که...

ولش کن،این هم بگذرد

خدانگهدار عزیزان

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/28ساعت 21:58  توسط فرزاد  | 

تنهایی

هیچ فکر نمی کردم

به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم

دیگر کسی به سراغم نخواهد آمد

قلبم شتابان می زند،شمارش معکوس برای انفجار در سینه ام

و من

تنهایی خود را در آغوش می کشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت 15:27  توسط فرزاد  | 

من و او

هم با خودم خیلی بد کردم

هم با اون ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/24ساعت 21:56  توسط نیلوفر  | 

نمیدونم

یه حسی گره خورده تو قلبم

اسمشو نمیدونم چیه

ولی داره خفم میکنه ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/24ساعت 21:54  توسط نیلوفر  | 

من و تو

 

روزها گذشت،سالها گذشت

من هنوز عاشقتم

به یادتم

نمی دونم،خبر داری منتظرم؟ یا مُردم تو خاطراتت هم

با رفتنت فنا شدم،اینو خودت بیا ببین

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/23ساعت 10:15  توسط فرزاد  | 

آخرین تلاش

 

با نیلوفر داریم یه کاری می کنیم که خیلی برام حیاتیه

دعا کنین آخرش خوش باشه

این شعرم به کاری که میخوایم بکنیم خیلی نزدیکه

 

این آخرین تلاشمه ، واسه بدست آوردنت

 

باور کن این قلبو نرو ، این التماس آخره

 

چقدر می خوای تو بشکنی،غرور این شکسته رو

 

هر چی میخوای بگی بگو ، اما نگو بهم برو

 ***************************************

این دلو عاشقش نکن ، اگه منو دوست نداری

 

راحت بگو اگه می خوای ، قلب منو جا بذاری

 

دلم پر از شکایته ، اما صدام در نمیاد

 

می ترسم از دستم بری ، کاری ازم بر نمیاد

***************************************

این آخرین تلاشمه ، واسه بدست آوردنت

 

باور کن این قلبو نرو ، این التماس آخره

 

چقدر می خوای تو بشکنی ، غرور این شکسته رو

 

هر چی میخوای بگی بگو ، اما نگو بهم  برو

 

 ***************************************

نرو نذار که بعد از این دنیا به عشق شک بکنه

 

هر کی دلش جای دیگه ست، عشقو بخواد ترک بکنه

 

نفس زدم از ته دل معصوم این قلب به خدا

 

نذار بشه محال واسش باور عشق آدما

 

 ***************************************

مرگ دلم پای تو ، اگه ازش گذرکنی

 

لب تر کنی رفیقتم ، کافیه با ما سر کنی

 

این دل و عاشقش نکن ، اگه منو دوست نداری

 

راحت بگو اگه می خوای ، قلبه منو جا بذاری

 

دلم پر از شکایته ، اما صدام در نمیاد

 

می ترسم از دستم بری ، کاری ازم بر نمیاد....

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/13ساعت 22:6  توسط فرزاد  | 

کلاس

زنگ فیزیک

حوصله ندارم ...

خودم تو کلاسم روحم یه جای دیگه

معلم روی تخته سیاه نوشت و نوشت

تخته که پر شد با پا کن زود پاک کرد و دوباره نوشت

به خودم میام ...

کاش میشد خاطره های بدم رو یه همین راحتی پاک میکردم ...

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/12ساعت 20:3  توسط نیلوفر  | 

عشق من

هرگز نشد بیای پیشم ،بگیری دستای منو

 

بدونی من عاشقتم ،گوش کنی حرفای منو

 

توبی وفا بودی ولی اونکه برات می مرد منم

 

تا زنده ام دوست دارم اینه کلام آخرم

 

من که نتونستم تو رو یه لحظه تنها بزارم

 

تو سردی خاطره ها بگم که دوست ندارم

 

دلم می خواد همین یه بار اشکامو پنهون نکنم

 

باور کنی تو رو می خوام غربت زندونی کنم

 

بیام به شهر خاطرات غرق بشم توی نگات

 

دیوونه و فدات بشم بمیرم من واسه چشات

 

اما هنوز فاصلمون دور و دست من جداست

 

ترانه سکوت من تو بغض آخرم رهاست

 

کاش که میشد فقط یه بار بیای بگی

 

دوست دارم

 

تو چشم من نگاه کنی بگی که

 

عاشقت منم

 

----------------------------------------------

چشم آبی زیبای من، نخواستی مال من بشی

 

اما بدون،این وجود بی وجود تا آخر آخر مال توئه

 

همه میگن ولش کن ، زندگیتو بکن

 

اما نمی دونن بدون لیلا زندگی ای وجود نداره

 

لیلا لیلا لیلا لیلا...

زیبای چشم آبی من

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/12ساعت 12:45  توسط فرزاد  |